یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 23:43 توسط فرزاد | 

سلام دوستان😀

مخصوصا آقای رئوفی😑

این یه سایته آموزشیه

از آموزش برنامه ها بگیر تا داستان🤗

 شما میتونید برنامه من روذهم دانلود کنید🙃

 

امیدوارم خوشتون بیاد😜

 

چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 12:13 توسط فرزاد | 

😂😂😂😂😂😂😂
دیروز رفتم پیش دکتر متخصص، دیدم ویزیتش هفتاد هزار تومان شده !!

به دکتر گفتم : اگر تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه وگرنه خودت بگرد پیداش کن!

والله .....
پول مفت میگیرن جای درد هم خودمون باید بگیم!

مسئولین هم که اصلا رسیدگی نمیکنن !🤣😅😆😂🤣😅😆
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﯾﻪ گز ﺧﺮﯾﺪم ... ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺝ ﺭﺿﺎ، ﺣﺎﺝ ﻋﻠﯽ، ﺣﺎﺝ ﺣﺴﯿﻦ، ﺣﺎﺝ ﺗﻘﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ...

به خدﺍ  ،  ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ گز ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﯿﻮﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ..!!
😆😅🤣😂😆😅🤣
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیشب دستخط بچگی هامو بردم داروخونه  !!!

دو بسته قرص استامینوفن کدئین بهم داد  !!
تازه گفت خیلی هاشو ما نداریم  !!!

باید بری هلال احمر
😂🤣😅😆😂🤣
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعضی از مردم سالی دوبار میرن امریکا ویزاشون باطل نشه
.
.اونوقت من هرسه ماه یکبار با خط ایرانسلم تک زنگ میزنم که خطم نسوزه..

خدایا این دلخوشی ها رو از ما نگیر  !!!
😆😅🤣😂😆😅🤣😂
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی امروز گفت مامان بزرگم داره از آمریکا میاد   !

خدایی من همیشه فکر میکردم مامان بزرگا فقط از مکه میان !!!
😆😅🤣😂😆😅🤣😂
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ بابام  !  ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ خاله ام  ﺭﻭ ﺗﻮ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﭼﺎﭖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﭼﯽ ......

ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ  ؟؟
🤣😂😅😆🤣😂😅
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بود
خلاصه بدجور جا تنگ شده بود
گفتم :  سبد کالاست ؟ 
گفت : آره
گفتم  :  ربش کو  ؟
گفت :  مگه ربم بود  ؟
گفتم  :  مگه خبر نداری  ؟
هیچی دیگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب گوجه فرنگی !!!
خدایا منو ببخش !!!
خودت دیدی جا تنگ بود  ...
🤣😅😂😆🤣😅😂😆
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دست فروشه اومده بهم جوراب زنونه نشون داد  ...  گفت یدونه بخر  ، ارزونهبش گفتم من نه زن دارم نه خواهر 
گفت بخر بکش سرت برو دزدی !!!
یعنی تا حالا تو زندگیم به این شدت قانع نشده بودم
الانم دارم از تو زندان براتون پست میزارم  !   😆😂🤣😅😂🤣
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برچسب ها :

طنز

چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 10:15 توسط فرزاد | 

منبع:

ویروس 32

برای اینکه بدانید سیستم شما مرد است یا زن
کلیک راست کنید
از قسمت New یه فایل نوت پد ایجاد کنید
New Text Document
سپس کد زیر را در آن کپی کنید

 

CreateObject("SAPI.SpVoice").Speak"I love you"

 

سپس نوت پد را با فرمت vbs ذخیره کنید
مثلا:

 Virus32.vbs

سپس دوبار روی آن کلیک کنید
اگه صدای مرد شنیدید سیستم شما مرد در غیر این صورت سیستم شما خانوم خواهد بود
و برای اینکه گناه بیشتری مرتکب نشین میتونید صیغه رو جاری کنین

برچسب ها :

آموزش

سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 20:28 توسط فرزاد | 

منبع:

https://www.mobilekomak.com

1. موبایل یا تبلت اندروید خود را خاموش کنید.

آپلود عکس

2. با نگه داشتن کلیدهای ریکاوری، وارد منوی ریکاوری اندروید شوید.

برای ورود به منوی ریکاوری اندروید، ما باید دو یا سه کلید مشخص را همزمان، به مدت چند ثانیه فشرده و نگه داریم، اما این کلیدها بر اساس مدل دستگاه شما متفاوت هستند. همانطور که در تصویر بالا می‌بینید برای ورود به منوی ریکاوری در اکثر گلکسی‌های سامسونگ باید سه کلید خانه، افزایش صدا، و پاور را نگه داشت. شما به آسانی با جستجو در گوگل می‌توانید روش صحیح ورود به منوی ریکاوری دستگاه خود را پیدا کنید.

3. ریست فکتوری کنید.
پس از ورود به منوی ریکاوری، با کلیدهای کنترل صدا می‌توانید بین گزینه‌های روی صفحه جابجا شوید و با فشردن کلید پاور دستگاه گزینه‌ها را انتخاب کنید.

آپلود عکس

در این منو به دنبال Factory Reset یا گزینه‌ای مشابه آن بگردید و آن را انتخاب کنید.
در صفحه بعد از شما خواسته خواهد شد که تصمیم خود را تایید کنید. با انتخاب YES پروسه ریست فکتوری آغاز خواهد شد. این مرحله کمی طول خواهد کشید. هرگز دستگاه را خاموش نکنید.

برچسب ها :

آموزش

سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 20:4 توسط فرزاد | 

منبع:

www.utaab.com

ادیسون در سنبن پیری پس از اختراع چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که در ساختمان بزرگی قرارداشت، هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمان ها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی! می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیه پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطـور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نو سازی آن فردا فکــر می کنیم. الان موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود.

برچسب ها :

داستان

سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 19:58 توسط فرزاد | 

آپلود عکس

منبع:

http://Www.getandroid.ir

QPython – Python for Android 1.2.5 محیطی را فراهم میکند تا اسکریپتهای پایتون بر روی پلت فرم اندروید اجرا شوند. این اپلیکیشن شامل مفسر، کنسول، ویرایشگر و کتابخانه SL4A برای اندروید است، در واقع با نصب این برنامه شما پایتون را در اندروید خواهید داشت.

ویژگیهای QPython – Python for Android:

پشتیبانی از زبان برنامه نویسی پایتون
اجرای اسکریپتهای پایتون در دستگاههای اندرویدی
اجرای پروژه های پایتون در دستگاههای اندرویدی
امکان اجرای کدها و فایلهای پایتون از طریق QRCode
قابلیت QEdit که امکان ایجاد و ویرایش اسکریپتهای پایتون را به راحتی فراهم میکند
پشتیبانی از کتابخانه های پایتون
پشتیبانی از برنامه نویسی UI برای طراحی بازی
پشتیبانی از SL4A برای برای دسترسی به قسمتهای مختلف اندروید از قبیل شبکه، بلوتوث، GPS و ...
پشتیبانی از سرور FTP برای انتقال سریع پروژه های پایتون از کامپیوتر به موبایل


لینک دانلود:

دانلود پایتون موبایل

برچسب ها :

برنامه

جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 20:30 توسط فرزاد | 

منبع:

http://www.20tayi.ir

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺍﺭﺱ، ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ بازیگوشى ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺟﻌﻔر درس میخواند. ﺭﻭﺯﯼ معلمش که از شیطنت های او به تنگ آمده بود با او دعوای سختی کرد و به او گفت که در آینده هیچ چیز نمیشود. جعفر آنقدر در مقابل هم کلاسیهایش خجل شد که مدرسه خود را عوض کرد و تا سالها کسى از او خبر نداشت.
بیست ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺣﻤﺪﯼ به علت ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻗﻠﺒﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻋﻤﻞ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﻋﻤﻞ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ، ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪﻥ، ﺩﮐﺘﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻋﻨﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﺩ. ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻭﯼ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ به علت تاﺛﯿﺮ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ و ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﻟﺒﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﻧﮓ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻮﺩ، ﮐﻢ ﮐﻢ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮐﺒﻮﺩ ﺷﺪﻥ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﮐﺘﺮ ﺟﺎﻥ ﺑﺎﺧﺖ. ﺩﮐﺘﺮ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﺍﻧﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﯽ که ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﻈﺎﻓﺘﭽﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺷﺎﺧﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﻗﻠﺒﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺷﺎﺭﮊﺭ ﮔﻮﺷﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﺯﺩﻩ ﺍ ﺳﺖ.
آن نظافتچی کسی نبود جز جعفر…
چیه؟ ﻧﮑﻨﻪ ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﺟﻌﻔﺮ دکتر شده!!! با اون درس خوندنش!

برچسب ها :

داستان

پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 10:43 توسط فرزاد | 

آپلود عکس ​​​​

منبع:

https://www.farsroid.com

این برنامه یه برنامه عالیه برای ساخت شماره مجازی کشور های کانادا و آمریکا.

*برای استفاده از این برنامه باید وی پی ان خود را روی سرور کانادا یا آمریکا بگزارید.

*از طریق این برنامه فقط میتوانید با شماره کشور های کانادا و آمریکا تماس بگیرید.

*از این برنامه و باقی برنامه های ساخت شماره مجازی رایگان فقط میتوانید در ساخت اکانت تلگرام استفاده کنید.

*لینک دانلود*👇👇👇👇

دانلود برنامه 2anlin

برچسب ها :

برنامه

پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 10:33 توسط فرزاد | 

منبع:

http://peyvandha.blogfa.com/category/2#top

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!
روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت! . . .

پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن!
چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.
همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…؟

امان از حرف مردم!!!

برچسب ها :

داستان

چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 15:53 توسط فرزاد | 

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد … نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

برچسب ها :

داستان

چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 15:50 توسط فرزاد | 

آپلود عکس

منبع:

http://Www.getandroid.ir

برنامه لاکی پچر یه برنامه عالیه برای هک بازی های آنلاین

حذف تبلیغات گوگل

کلونه کردن برنامه ها

وغیره

 

طرز استفاده:

نحوه استفاده از لاکی پچر

 

دانلود آخرین نسخه لاکی پچر:

دانلود آخرین نسخه

برچسب ها :

برنامه

سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 15:19 توسط فرزاد | 

آپلود عکس

 

منبع:

http://sabalan-gsm.blogfa.com/post/105

این برنامه که با اسم ستینگ شناخته میشه یه برنامه برای دریافت پیام های دیگرانه😀

شما با نصب این برنامه روی دستگاه خود و طرف مقابل

و وارد کردن ایمیل 

میتونید پیامای اون رو دریافت کنید.

این برنامه میتونه خودشو مخفی کنه و از حذف خود توسط فرد موردنظر شما جلوگیری کند.

*برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید*

 

دانلود برنامه ستینگ

برچسب ها :

برنامه

سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 15:9 توسط فرزاد | 

 

منبع:

http://mstory.mihanblog.com

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ  دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین".۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود  سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کیسه راگرفت و رفت .قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .سگ  در خیابان  حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا  چراغ سبز شد و  بعد از خیابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو  حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

 

اتوبوس در حال حرکت به سمت  حومه شهر  بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و   کمی عقب رفت و خودش را به در  کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.سگ به طرف محوطه باغ رفت   و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.مردی  در را باز کرد و شروع  به فحش دادن  و تنبیه  سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!نتیجه اخلاقی :اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

برچسب ها :

داستان

دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۹ ساعت 14:2 توسط فرزاد | 

آپلود عکس

 

منبع:

سایت ایران هک​​​​​​

این یه برنامه عالیه برا سر کار گذاشتن بقیه:

میتونید پیاماتونو تغییر بدید.

پیامایی که برای خودتون اومده تغیر بدید.

وضعیت پیام ها رو دستکاری کنید.

شماره ای که به شما پیام داده تغییر بدید.

وغیره

برای دانلود رو لینک زیر کلیک کنید.

دانلود برنامه جعل حرفه ای

برچسب ها :

برنامه